تبلیغات
حسین وبلاگ
 
حسین وبلاگ
بهترین وبلاگ در A BLOG های علمی رتبه ی 1
درباره وبلاگ


به نام خدا

مدیر وبلاگ : حسین اردکانی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان درباره ی وبلاگ من چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

statistics

ساخت كد صوتی آنلاین

نیت کنید و اشاره فرمایید

برای دیدن این وبلاگ فقط از اینترنت اکسپلورر استفاده کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 11 بهمن 1390
حسین اردکانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 14 خرداد 1392
حسین اردکانی

اندازه و قطع های مختلف کتاب

قطع کتاب یا سالنامه با توجه به طول و عرض صفحات کاغذ آن مشخص می شود. برخی از قطع های معروف بدین شرح است: قطع مدیران (۵/۱۹×5/25)، قطع وزیری (۱۶×23)، قطع رقعی(۱۴×21)، قطع خشتی (۲۱×21)، قطع پالتویی (۵/۱۰×5/21)، قطع جیبی پالتویی (۵/۷×16) و ….

 

 

قطع (کتاب). به اندازه طول و عرض کتاب و هر نوع نشریه، قطع گفته می‌شود. هدف از آن رواج اندازه‌های مختلف برای کتاب، به‌منظور استفاده آسان‌تر یا متناسب با نوع کاربرد کتاب است.در سال‌های آغازین پیدایش چاپ، قطع رایج کتاب‌های چاپی همانند نسخه‌های خطی بود. ولی، به‌تدریج، چاپ‌کنندگان کتاب دریافتند که استفاده از اندازه‌های مختلف در بهبود کار مؤثر خواهد بود. آلدوس مانوتیوس (۱۴۴۹-۱۵۱۵)، چاپگر ساکن ونیز، نخستین کسی بود که به نقش و اهمیت قطع کتاب در میزان استفاده از آن پی برد. اندازه ابداعی او برای کتاب، هم حمل و نقل آن را آسان می‌ساخت و هم هزینه‌های چاپ را کاهش می‌داد. قطع مورد استفاده او، قطع وزیری بود که جانشین قطع سلطانی شد.
امروزه، قطع کتاب نشان‌دهنده تعداد دفعات تاشدن کاغذ در چاپخانه نیز هست که منجر به تشکیل ورق‌های کتاب می‌شود
به‌طور مثال کاغذ دوورقی با چهار صفحه در قطع رحلی، چهارورقی با هشت صفحه در قطع وزیری، و هشت‌ورقی با شانزده صفحه در قطع رقعی برابر است.در حال حاضر، رایج‌ترین قطع برای کتاب، در همه جا، قطع وزیری است که ابعاد آن از ۱۳×۲۰ تا ۲۰×۲۶ سانتی‌متر متغیر است. قطع رقعی با ابعاد ۱۵×۲۲ و قطع جیبی با ابعاد ۱۱×۵/۱۶ سانتیمتر از دیگر قطع‌های رایج محسوب می‌شود. معمولا در چاپ کتاب‌های هنری و نفیس از قطع رحلی و برای کتاب‌های کودکان از قطع خشتی استفاده می‌شود. باید توجه داشت ابعاد ذکر شده برای هر قطع تقریبی است و در برخی منابع اندازه‌های متفاوتی ارائه شده است. اندازه طول در اندازه عرض اوراق نسخه است. اندازه قطع کتاب در تمدن اسلامی بسیار متنوع بوده است ولی مهمترین و معمولترین اندازه‌های قطع کتاب‌ها عبارتند از:

قطع سلطانی(تیموری)
اندازه‌ای از قطع کتاب است که در اواخر عصر مغولان و اوایل عهد تیموریان برای کتاب‌های خطی در ایران رواج یافت که به این جهت آن را قطع تیموری نیز می‌گویند
طول و عرض تقریبی آن ۴۰×۳۰ سانتی‌متر است.

قطع رحلی:
این قطع را به این جهت رحلی می‌گویند که هنگام خواندن کتاب قطع رحلی، آن را بر روی چهارپایة چوبی – یعنی رحل – قرار می‌داده‌اند. قطع مزبور دارای اندازه‌های تقریبی زیر است:* رحلی کوچک: طول
۴۲، عرض ۲۷ سانتی‌متر.
* رحلی متوسط: طول
۵۰، عرض ۳۰ سانتی‌متر.
* رحلی بزرگ: طول
۶۰، عرض ۳۰ سانتی‌مترعموماً نسخه‌های کتاب‌هایی چون قرآن مجید، مثنوی مولوی، شاهنامه فردوسی که در مجالس و محافل قرائت و خوانده می‌شده ، با این قطع بوده است.

قطع رقعی:
اندازه قطعی است به طول و عرض تقریبی
۱۹×۱۰ سانتی‌متر

قطع وزیری:
این قطع در گذشته دارای سه اندازه کوچک (به طول و عرض تقریبی
۲۱×۱۵)، (متوسط ۲۴×۱۶) و (بزرگ ۳۰×۲۰) بوده است.
قطع خشتی:
از کهن‌ترین قطع‌های نسخه‌های خطی است به طول و عرض همسان و برابر

قطع بیاضی:
نسخه‌ایی است که از جانب طول آن باز و بست می‌شده و شیرازه‌بندی آن از طرف عرض اوراق بوده که در میان نسخه‌نویسان و کتاب‌سازان به بیاض شهرت داشته است، قطع بیاضی منسوب است و مخصوص به بیاض‌ها که بیشتر کتب ادعیه، زیارات و مجموعه‌های ادبی (که به غرض اشخاص فراهم می‌آمده) به هیأت مذکور صحافی و جلد می‌شده است

قطع بغلی:
این قطع که معادل قطع جیبی بزرگ در روزگار ماست
دارای طول و عرض تقریبی ۷×۵ سانتی‌متر بوده است.

قطع جانمازی:
با اندازه تقریبی طول
۱۲ و عرض۷

قطع حمایلی:
قطعی بوده است به طول و عرض
۱۲×۶ سانتی‌متر. وجه تسمیة این قطع به حمایلی، این است که نسخه‌هایی را که در قطع مزبور بوده است به صورت حمایل روی لباس زیرین می‌آویخته‌اند.

لازم به ذکر است که اندازه های داده شده اندازه طول و عرض جلد است و برای تنظیم متون در هر یک از ابعاد فوق باید از هر سمت بالا پایین و چپ و راست هر کدام ۲سانتی متر برای برش و صحافی کم نمود و متن را در آن ابعاد تنظیم نمودمثلا در قطع وزیری سایز متن باید ۱۲در ۱۹باید باشد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 آذر 1390
حسین اردکانی

اندازه و قطع های مختلف کتاب

قطع کتاب یا سالنامه با توجه به طول و عرض صفحات کاغذ آن مشخص می شود. برخی از قطع های معروف بدین شرح است: قطع مدیران (۵/۱۹×5/25)، قطع وزیری (۱۶×23)، قطع رقعی(۱۴×21)، قطع خشتی (۲۱×21)، قطع پالتویی (۵/۱۰×5/21)، قطع جیبی پالتویی (۵/۷×16) و ….

 

 

قطع (کتاب). به اندازه طول و عرض کتاب و هر نوع نشریه، قطع گفته می‌شود. هدف از آن رواج اندازه‌های مختلف برای کتاب، به‌منظور استفاده آسان‌تر یا متناسب با نوع کاربرد کتاب است.در سال‌های آغازین پیدایش چاپ، قطع رایج کتاب‌های چاپی همانند نسخه‌های خطی بود. ولی، به‌تدریج، چاپ‌کنندگان کتاب دریافتند که استفاده از اندازه‌های مختلف در بهبود کار مؤثر خواهد بود. آلدوس مانوتیوس (۱۴۴۹-۱۵۱۵)، چاپگر ساکن ونیز، نخستین کسی بود که به نقش و اهمیت قطع کتاب در میزان استفاده از آن پی برد. اندازه ابداعی او برای کتاب، هم حمل و نقل آن را آسان می‌ساخت و هم هزینه‌های چاپ را کاهش می‌داد. قطع مورد استفاده او، قطع وزیری بود که جانشین قطع سلطانی شد.
امروزه، قطع کتاب نشان‌دهنده تعداد دفعات تاشدن کاغذ در چاپخانه نیز هست که منجر به تشکیل ورق‌های کتاب می‌شود
به‌طور مثال کاغذ دوورقی با چهار صفحه در قطع رحلی، چهارورقی با هشت صفحه در قطع وزیری، و هشت‌ورقی با شانزده صفحه در قطع رقعی برابر است.در حال حاضر، رایج‌ترین قطع برای کتاب، در همه جا، قطع وزیری است که ابعاد آن از ۱۳×۲۰ تا ۲۰×۲۶ سانتی‌متر متغیر است. قطع رقعی با ابعاد ۱۵×۲۲ و قطع جیبی با ابعاد ۱۱×۵/۱۶ سانتیمتر از دیگر قطع‌های رایج محسوب می‌شود. معمولا در چاپ کتاب‌های هنری و نفیس از قطع رحلی و برای کتاب‌های کودکان از قطع خشتی استفاده می‌شود. باید توجه داشت ابعاد ذکر شده برای هر قطع تقریبی است و در برخی منابع اندازه‌های متفاوتی ارائه شده است. اندازه طول در اندازه عرض اوراق نسخه است. اندازه قطع کتاب در تمدن اسلامی بسیار متنوع بوده است ولی مهمترین و معمولترین اندازه‌های قطع کتاب‌ها عبارتند از:

قطع سلطانی(تیموری)
اندازه‌ای از قطع کتاب است که در اواخر عصر مغولان و اوایل عهد تیموریان برای کتاب‌های خطی در ایران رواج یافت که به این جهت آن را قطع تیموری نیز می‌گویند
طول و عرض تقریبی آن ۴۰×۳۰ سانتی‌متر است.

قطع رحلی:
این قطع را به این جهت رحلی می‌گویند که هنگام خواندن کتاب قطع رحلی، آن را بر روی چهارپایة چوبی – یعنی رحل – قرار می‌داده‌اند. قطع مزبور دارای اندازه‌های تقریبی زیر است:* رحلی کوچک: طول
۴۲، عرض ۲۷ سانتی‌متر.
* رحلی متوسط: طول
۵۰، عرض ۳۰ سانتی‌متر.
* رحلی بزرگ: طول
۶۰، عرض ۳۰ سانتی‌مترعموماً نسخه‌های کتاب‌هایی چون قرآن مجید، مثنوی مولوی، شاهنامه فردوسی که در مجالس و محافل قرائت و خوانده می‌شده ، با این قطع بوده است.

قطع رقعی:
اندازه قطعی است به طول و عرض تقریبی
۱۹×۱۰ سانتی‌متر

قطع وزیری:
این قطع در گذشته دارای سه اندازه کوچک (به طول و عرض تقریبی
۲۱×۱۵)، (متوسط ۲۴×۱۶) و (بزرگ ۳۰×۲۰) بوده است.
قطع خشتی:
از کهن‌ترین قطع‌های نسخه‌های خطی است به طول و عرض همسان و برابر

قطع بیاضی:
نسخه‌ایی است که از جانب طول آن باز و بست می‌شده و شیرازه‌بندی آن از طرف عرض اوراق بوده که در میان نسخه‌نویسان و کتاب‌سازان به بیاض شهرت داشته است، قطع بیاضی منسوب است و مخصوص به بیاض‌ها که بیشتر کتب ادعیه، زیارات و مجموعه‌های ادبی (که به غرض اشخاص فراهم می‌آمده) به هیأت مذکور صحافی و جلد می‌شده است

قطع بغلی:
این قطع که معادل قطع جیبی بزرگ در روزگار ماست
دارای طول و عرض تقریبی ۷×۵ سانتی‌متر بوده است.

قطع جانمازی:
با اندازه تقریبی طول
۱۲ و عرض۷

قطع حمایلی:
قطعی بوده است به طول و عرض
۱۲×۶ سانتی‌متر. وجه تسمیة این قطع به حمایلی، این است که نسخه‌هایی را که در قطع مزبور بوده است به صورت حمایل روی لباس زیرین می‌آویخته‌اند.

لازم به ذکر است که اندازه های داده شده اندازه طول و عرض جلد است و برای تنظیم متون در هر یک از ابعاد فوق باید از هر سمت بالا پایین و چپ و راست هر کدام ۲سانتی متر برای برش و صحافی کم نمود و متن را در آن ابعاد تنظیم نمودمثلا در قطع وزیری سایز متن باید ۱۲در ۱۹باید باشد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 آذر 1390
حسین اردکانی
[1234]زندگی

وی در شب جمعه ۲۷ رمضان ۶۴۸ قمری، برابر ۹ دی ۶۲۹، در شهر حله به دنیا آمد.

نیاکان او از طرف پدر به اهلِ مطهر که خاندانی اهل تقوا و دانش بوده‌اند می‌رسد و همچنین از طرف مادر با محقق حلی که دایی او بوده پیوند دارد.

[ویرایش] شروع فراگیری دانش

او چند سال بیشتر نداشت که با راهنمایی پدرش برای یادگیری قرآن به مکتب می‌رود و خواندن و نوشتن را در مکتب می‌آموزد ولی به این مقدار راضی نشده و نزد استادی بنام محرم رفته و کتابت خط را بخوبی نزد او فرامی‌گیرد سپس مقدمات و ادبیات عرب و علوم فقه، اصول فقه، حدیث و کلام را نزد پدرش شیخ یوسف سدید الدین و دایی‌اش محقق حلی می‌آموزد، او در ادامه علوم منطق، فلسفه و هیئت را نزد اساتید دیگرش بویژه شیخ طوسی می‌آموزد و قبل از رسیدن به سن بلوغ به درجه اجتهاد نایل می‌شود و به‌سبب کسب فضیلت‌های بسیار در سن کم در نزد خانواده و دانشمندان به جمال الدین مشهور می‌شود.

[ویرایش] مرجعیت شیعیان

پس از وفات محقق حلی در سال ۶۷۶ قمری که مرجعیت شیعیان را برعهده داشت، شاگردان وی و دانشمندان حله پس از جستجوی فردی که شایستگی زعامت و مرجعیت شیعیان را داشته باشد علامه حلی را برای این امر مهم مناسب میابند و او با اینکه تنها ۲۸ سال سن داشت زعامت و مرجعیت شیعیان را بر عهده می‌گیرد

[ویرایش] ورود به ایران

تاریخ دقیق ورود او به ایران مشخص نیست اما احتمالا سالهای بعد از ۷۰۵ قمری بوده است که او به دعوت الجایتو از پادشاهان سلسله ایلخانیان که حاکم بر ایران بودند به ایران دعوت می‌شود و در مجلسی به مناظره با دانشمندان مذاهب فقهی ۴گانه اهل سنت از جمله خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای می‌پردازد و موفق به شکست آنان می‌شود.

پس از این جلسات ولایت و امامت علی بن ابیطالب و مذهب شیعه در نزد پادشاه اولجایتو به اثبات رسیده و وی مذهب شیعه را برمی‌گزیند و نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر می‌دهد و تشیع را در ایران رواج می‌دهد. که از آن روز تا زمان مرگ سلطان محمد خدابنده علامه در ایران می‌ماند و به نشر معارف و فرهنگ تشیع می‌پردازد.در تمامی مسافرت‌ها ملازم وی می‌شود و به پیشنهاد سلطان مدرسه سیاری از خیمه و چادر ساخته می‌شود که در تمام مسافرت‌ها حمل شده و در هرکجا که کاروان اقامت می‌کرده علامه به تدریس و مباحثه مشغول می‌شده است.

[ویرایش] بازگشت به حله

علامه پس از مرگ سلطان محمد خدابنده در سال ۷۱۶ قمری به شهر حله بازمی‌گردد و تا آخر عمر در آنجا اقامت می‌کند و سرانجام در ۲۱ محرم ۷۲۶ قمری در سن ۷۸ سالگی از دنیا می‌رود و در حرم امام اول شیعیان به خاک سپرده می‌شود.(از ایوان طلای امیرالمومنین دربی به رواق علوی گشوده می‌شود که پس از ورود به سمت راست حجره کوچک دارای پنجره فولادی مدفن مخصوص علامه حلی است)

[ویرایش] اساتید


[ویرایش] شاگردان

شاگردان او را تا پانصد نفر گفته‌اند که از جمله شاگردان او عبارتند از:

[ویرایش] تالیفات[۱]

نسخه‌ای از تذکرة الفقهاء علامه حلی، مربوط به دوره صفوی

[



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 4 بهمن 1389
حسین اردکانی

بخش هشتم -  جانداران ساده(آغازیان)

به جز گیاهان و جانوران، جانداران دیگر نیز هستند که حرکت می کنند و برای رشد به غذا نیاز دارند و تنفس می کنند. این جانداران که بعضی از صفات گیاهان و بعضی از صفات جانوران را دارند آغازیان نامیده می شوند.     ...


 

 


 

 

آغازیان ساختمان بدنی ساده دارند و به علت کوچکی فقط با میکروسکوپ دیده می شوند. بعضی مانند باکتری فقط یک سلول دارند و بعضی دیگر پر سلولی هستند. آغازیان به شکل زیر طبقه بندی شده اند:


جلبک ها، آغازیانِ گیاه مانند:
جلبک ها به دلیل آنکه بدنشان از گیاهان ساده تر است در گروه آغازیان قرار گرفته اند ولی آنها نیز سبزینه یا کلروفیل دارند.
جلبک ها به رنگ های قرمز، سبز یا قهوه ای دیده می شود. بیشتر جلبک هایی که در آب زندگی می کنند تگ سلولی هستند اما انواع پرسلولی نیز دارند. طول برخی از جلبک های پرسلولی دریایی به 60 متر می رسد.


فایده ها:
جلبک ها غذای جانوران آبزی هستند. از جلبک های دریایی موادی به دست می آید که در صنعت مانند بستنی سازی و تهیه خمیر دندان به کار می رود.


باکتری ها:
باکتری ها فراوان ترین جانداران روی زمین هستند. بعضی در آب، بعضی در خاک و بعضی در داخل یا روی بدن گیاهان و جانوران زندگی می کنند. به طور کلی در هر کجا که موجود زنده باشد، باکتری ها نیز یافت می شوند. در روی دست شما تعداد زیادی باکتری وجود دارد ولی شما نمی بینید. باکتری ها فقط یک سلول بسیار کوچک هستند. باکتری ها به اشکال کروی، خمیده و ‌میله ای دیده می شوند.


فایده ها:
1- درست کردن کود که یکی از کارهای مفید با کتری های داخل خاک است. بعضی باکتری ها بدن موجودات زنده را تجزیه می کنند و مواد آنها را به خاک می دهند و گیاهان این مواد را مصرف می کنند.

2-انسان از هزاران سال پیش بدون شناخت باکتری ها از آنها استفاده کرده و از آنها برای تبدیل بعضی میوه ها (مانند انگور) به سرکه یا تبدیل شیر به ماست استفاده کرده است.


تولید مثل:
باکتری ها نیز تولید مثل می کنند. از یک باکتری به دو باکتری و بعد به 4 باکتری و به همین شکل به سرعت تقسیم ادامه می یابد. تولید مثل آنها گاه زیاد و گاه کم است.
قارچ ها:
قارچ ها موجودات زنده ای هستند که مانند گیاهان در یک جا ساکن هستند اما چون سبزینه ندارند نمی توانند غذا سازی کنند و به انواع مختلف مانند کپک ها و قارچ های چتری تقسیم می شوند.


کپک ها:
کپک ها در روی نان و میوه و مربا دیده می شوند. کپک نوعی قارچ است که میوه یا چیزهای دیگر را تجزیه کرده و مصرف می کند.


قارچ های چتری:
قارچ های چتری روی چوب های پوسیده تنه درختان یا روی خاک دیده می شود بیشتر قارچ های چتری که در طبیعت یافت می شوند. سمی هستند ولی در میان آنها انواع خوراکی هم وجود دارد. قارچ ها به وسیله سلول های بسیار ریزی به نام هاگ تولید مثل می کنند. هاگ در اندامی به نام هاگدان تولید می شوند و پس از رسیدن یا پاره کردن دیواره هاگدان آزاد می شوند.

این هاگ ها همراه باد یا آب به نقاط مختلف می روند. در هر جا که رویش مناسبی داشته باشند، رشد کرده و قارچ های دیگری را به وجود می آورند.


فایده ها و ضررها
فایده ها:
قارچ ها اهمیت فراوانی دارند. بعضی از آنها بسیار کوچک هستند و مانند باکتری، بدن گیاهان و جانوران مرده را تجزیه می کنند تا مواد مورد نیاز خود را جذب کنند. موادی که از تجزیه گیاهان و جانوران مرده به دست می آید، به خاک بر می گردد و دوباره وسیله مصرف گیاهان می شود. ما بعضی قارچ ها را می خوریم و بعضی هم به جهت وجود دارویی به نام پنی سیلین در امر پزشکی و برای کُشتن باکتری ها به کار می روند.


ضررها:
انواعی از قارچ ها انگل گیاهان یا جانوران می شوند. این قارچ ها به گیاهانی مانند گندم، سیب زمینی و بعضی از میوه ها زیان می رسانند. بعضی قارچ ها هم باعث بروز بیماری پوستی می شوند.


مخمّر:
مخمّر قارچ ذره بینی است که در خمیر ترش نانوایی موجود است و توسط نانواها جهت پخت نان به کار گرفته می شود .

 



  پرسش های بخش 8

1- بدن موجودات زنده تک سلولی چگونه است؟

بسیار ساده است و فقط از یک سلول ساخته شده است.

 

 

2- کدام دسته از جانوران در گروه آغازیان طبقه بندی می شوند؟

باکتری ها، قارچ ها و انواعی از جلبک ها در گروه آغازیان قرار دارند. نوعی از جلبک ها که ویژه گی گیاهی دارند در گروه گیاهان طبقه بندی می شوند.

 

 

3- جلبک چیست؟

ساختمان بدن جلبک ها از گیاهان ساده تر است. کلروفیل دارند و برای خود غذا می سازند.

 

 

4- جلبک ها در کجا زندگی می کنند؟

بیشتر جلبک ها در آب زندگی می کنند و تک سلولی هستند.

 

 

5- جلبک ها در چه جاهایی می رویند؟

در آب های شور و شیرین

 

 

6- باکتری ها در کجا زندگی می کنند؟

باکتری ها در همه جا، آب، هوا، خاک و بدن جانداران زندگی می کنند.

 

 

7- اندازه باکتری ها چقدر است؟

بسیار کوچک هستند به طوری که در یک نقطه به اندازه سر سوزن 250 هزار باکتری جا می گیرد.

 

 

8- باکتری ها چند نوع هستند؟

دو نوع هستند. ممکن است مفید یا مضر باشند. باکتری های مفید بقایای موجودات زنده را تجزیه می کنند و دوباره برای گیاه قابل استفاده می کنند. از باکتری های مفید برای ساختن دارو و تولید مواد غذایی استفاده می کنند. باکتری های مضر باعث بیماری و فاسد شدن غذا می شوند.

 

 

9- باکتری ها چگونه تولید مثل می کنند؟

با تقسیم شدن سلول زیاد می شوند.

 

 

10- قارچ ها چه ویژه گی هایی دارند؟

قارچ ها کلروفیل یا سبزینه ندارند و نمی توانند برای خود غذا بسازند. قارچ ها از گیاهان و جانوران میزبان غذای خود را تأمین می کنند. دیواره اسکلتی دارند.

 

 

11- قارچ چتری کجا زندگی می کند؟

روی چوب های پوسیده، تنه درختان یا مواد پوسیده دیگر زندگی می کند.

 

 

12- قارچ ها در چه شرایطی بهتر رشد می کنند؟

قارچ ها در هوای مرطوب بهتر رشد می کنند.

 

 

13- قارچ ها چه تفاوتی با گیاهان دارند؟

قارچ ها کلروفیل یا سبزینه ندارند و نمی توانند برای خود غذا بسازند. قارچ ها، ریشه، ساقه و برگ دارند.

 

 

14- مخمرها از گروه کدام جانداران هستند؟

از آغازیان و در گروه قارچ ها هستند.

 

 

15- جلبک ها چگونه تولید مثل می کنند؟

گاهی با قطعه قطعه شدن و گاهی مانند گیاهان از ترکیب سلول های نر و ماده جلبک جدید ایجاد می شود.

 

 

16- مهم ترین عامل وجود باکتری ها و قارچ ها در طبیعت چیست؟

باکتری ها و قارچ ها بقایای موجودات زنده را تجزیه می کنند و این مواد را برای گیاهان و سایر جانداران قابل استفاده می کنند.

 

 

17- چه موادی می شناسید که در اثر وجود باکتری ها ایجاد می شوند؟

ماست، سرکه، الکل


 
comment نظرات ( 3)

 




 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 20 دی 1389
حسین اردکانی
فیثاغورس و مسئلهٔ استدلال در ریاضیات

برای آنکه نقش فیثاغورس را در تبیین اصول ریاضیات درک کنیم، لازم است کمی درباره جایگاه ریاضیات در عصر وی و پیشرفتهایی که تا زمان وی صورت گرفته بود، بدانیم که این هم به نوبه خود، در خور توجه‌است. جالب است بدانید با اینکه مبنای ریاضیات بر «استدلال» استوار است، قبل از فیثاغورس هیچ کس نظر روشنی درباره این موضوع نداشت که استدلال باید مبنی بر مفروضات باشد. به عبارتی استدلال، مسئلهٔ تعریف شده‌ای نبود.

در واقع می‌توان گفت بنا به قول مشهور، فیثاغورس در میان "اروپاییان" نخستین کسی بود که روی این نکته اصرار ورزید که در هندسه باید ابتدا «اصول موضوع» و «اصول متعارفی» را معین کرد و آنگاه به اتکاء آنها که «مفروضات» هم نامیده می‌شوند، روش استنتاج متوالی را پیش گرفت به پیش رفت. از نظر تاریخی «اصول متعارفی» عبارت بود از «حقیقتی لازم و خود بخود واضح».

اینکه فیثاغورس استدلال را وارد ریاضیات کرد، از مهم‌ترین حوادث علمی است و قبل از فیثاغورس، هندسه عبارت بود از مجموعه قواعدی که ماحصل تجارب و ادراکات متفرق بوده‌اند؛ تجارب و قواعدی که هیچگونه ارتباطی با هم نداشتند حتی کسی در آن زمان حدس نمی‌زد مجموعهٔ این قواعد را بتوان از عدهٔ بسیار کمی اصول نتیجه گرفت. در صورتی که امروزه حتی تصور این موضوع که ریاضیات بدون استدلال چه وضع و حالی داشته‌است برای ما ممکن نیست. اما در آن عصر این موضوع گام بلندی به سوی نظام قدرتمند هندسه محسوب می‌شد.

[ویرایش] مجمع فیثاغورسی

بنیان فلسفی مجمع فیثاغوری بر آموزش رازهای عدد قرار داشت. به اعتقاد فیثاغورسیان، عدد، بنیان هستی را تشکیل می‌دهد، علت هماهنگی و نظم در طبیعت است، رابطه‌های ذاتی جهان ما، حکومت و دوام جاودانی آن را تضمین می‌کند. عدد، قانون طبیعت است، بر خدایان و بر مرگ حکومت می‌کند و شرط هرگونه شناخت و دانشی است. چیزها، تقلید و نمونه‌ای از عدد هستند.

شعار مدرسه فیثاغورسی «همه چیز اعداد است» بوده است.[۱]

چنین برداشت ستایش‌آمیزی از عدد، با خیال‌بافی‌های اسرارآمیزی درآمیخته بود، که همراه با مقدمه‌های ریاضی، از کشورهای خاورنزدیک اقتباس شده بود.

فیثاغورسیان، ضمن بررسی نواهای موزون و خوش‌آهنگی که در موسیقی به دست می‌آید، متوجه شدند که آهنگ موزون روی صدای سه سیم، زمانی به دست می‌آید که طول این سیم‌ها، متناسب با عددهای ۳ و ۴ و ۶ باشد. فیثاغوریان این بستگی عدد را در پدیده‌های دیگر نیز پیدا کردند. از جمله، نسبت تعداد وجه‌ها، راسها و یال‌های مکعب هم برابر است با نسبت عددی ۶:۸:۱۲.

همچنین فیثاغوریان متوجه شدند که اگر بخواهیم صفحه‌ای را با یک نوع چندضلعی منتظم بپوشانیم، فقط سه حالت وجود دارد؛ دور و بر یک نقطه از صفحه را می‌توان با ۶ مثلث متساوی‌الاضلاع، با ۴ مربع، و یا با ۳ شش‌ضلعی منتظم پر کرد، به طوری که دور و بر نقطه را به طور کامل بپوشاند. همانطور که مشاهده می‌شود، تعداد این چندضلعی‌ها با همان نسبت ۳:۴:۶ مطابقت دارد و اگر نسبت تعداد اضلاع این چندضلعی‌ها را در نظر بگیریم، به همان نسبت ۳:۴:۶ می‌رسیم.

بر اساس همین مشاهده‌ها بود که مکتب فیثاغوری اعتقاد داشت همهٔ پدیده‌های گیتی از بستگی‌های عددی مشخصی پیروی می‌کنند و یک هماهنگی وجود دارد. از جمله فیثاغوریان گمان می‌کردند فاصلهٔ بین اجرام آسمانی را تا زمین در فضای کیهانی می‌توان با نسبت‌های معینی پیدا کرد. به همین دلیل بود که در مکتب فیثاغوری به بررسی دقیق نسبتها پرداختند. آنها به جز نسبت حسابی و هندسی، دربارهٔ نوعی بستگی هم که به همساز یا توافقی معروف است، بررسی‌هایی انجام دادند.

سه عدد را به نسبت همساز گویند وقتی که وارون آنها به نسبت حسابی باشد. به زبان دیگر سه عدد تشکیل تصاعد همساز یا توافقی می‌دهند، وقتی وارون آنها تصاعد حسابی باشد. سه عدد ۳، ۴ و ۶ به نسبت توافقی هستند، زیرا کسرهای ۱/۳، ۱/۴ و ۱/۶ به تصاعد حسابی هستند زیرا:

\frac{1}{4}-\frac{1}{3}=\frac{1}{6}-\frac{1}{4}

به مناسبت اهمیت بی‌اندازه‌ای که مکتب فسثاغوری برای عدد قایل بود و فیثاغوریان توجه زیادی به بررسی و کشف ویژگی‌های عددها می‌کردند، در واقع، مقدمه‌های نظریه عددها را بنیان گذاشتند. با وجود این، مکتب فیثاغوری هم، مانند همه یونانی‌های آن زمان، عمل محاسبه را دور از اعتبار خود، که به فلسفه مشغول بودند، می‌دانستند. آنها مردمی را که به کارهای معیشتی و عملی می‌پرداختند و بیشتر از برده‌ها بودند، پست می‌شمردند و لوژستیک می‌خواندند. فیثاغورس می‌گفت که او حساب را والاتر از نیازهای بازرگانی می‌داند.به همین مناسبت در مکتب فیثاغوری، حتی شمار عملی هم مورد توجه قرار نگرفت. آنها تنها در باره ویژگی‌های عددها کار می‌کردند. در ضمن، ویژگی عدد را هم به یاری ساختمان‌های هندسی پیدا می‌کردند. با وجود این، رواج نوعی دستگاه مناسب برای عدد نویسی را در یونان، به فیثاغوریان و یا هواداران نزدیک آنها نسبت می‌دهند.در این نوع عدد نویسی که از فینیقی‌ها گرفته بودند، از حرف‌های الفبای فینیقی، برای نوشتن عددها استفاده شد: ۹ حرف اول الفبا برای عددهای از ۱ تا ۹، ۹ حرف بعدی برای نشان دادن دهگان (۲۰، ۱۰، ...، ۹۰) و ۹ حرف بعدی برای صدها (۲۰۰، ۱۰۰، ...، ۹۰۰). برای حرف از عدد تشخیص داده شود، بالای عدد خط کوتاهی می‌گذاشتند. برای نشان دادن عددهای بزرگ‌تر از نشانه‌های اضافی استفاده می‌کردند. وقتی نشانه‌ای شبیه ویرگول را جلو عددی می‌گذاشتند، به معنای هزار برابر آن بود، برای ده هزار برابر عدد، یک نقطه جلو عدد می‌گذاشتند.

[ویرایش] نظرات پیشینیان درباره فیثاغورس

پروکلوس درباره فیثاغورث می‌گوید:«فیثاغورس این علم (علم ریاضیات) را به شکل آزاد آموزشی، امتحان کردن قواعد آن از آغاز و جستجوی قضایا به روشی غیر مادی و ذهنی تغییر داد. او نظریه متناسب‌ها و ساخت اشکال کیهانی را کشف کرد.» [۲]

[ویرایش] ریشه‌های شرقی دانش فیثاغورسیان

کالین رنان، پژوهشگر و نویسندهٔ چند کتاب دربارهٔ تاریخ علم و از نویسندگان دانش‌نامهٔ بریتانیکا، در کتاب تاریخ علم کمبریج، به گوشه‌هایی از ریشه‌های شرقی دانش یونانیان اشاره کرده‌است:

فیثاغورس نزدیک سال ۵۶۰ پیش از میلاد در جزیرهٔ ساموس(در ۵۰ کیلومتری میلتوس) به دنیا آمد. او به یک جنبش نوزایی مذهبی پیوست که پیروان آن باور داشتند روح می‌تواند از تن بیرون رود و به بدن انسان دیگری وارد شود و این باور به احتمال زیاد ریشهٔ شرقی دارد.

فیثاغورس در جوانی از مصر و بابل دیدن کرد و شاید همین دیدار بود که به او انگیزه داد ریاضیات بخواند و بگوید همه چیز عدد است. او جبر، هندسه و هارمونی را از تمدن میان‌رودان آموخت.[۳]

فیثاغورس می‌توانست قانون ۳-۴-۵ را که دربارهٔ طول ضلع‌های مثلث قائم الزاویه‌است، از مصریان آموخته باشد، اما پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که در بابل به چیزی برخورد که ما آن را نسبت فیثاغورسی می‌نامیم. بابلی‌ها پی برده بودند که عدهای نسبت می‌توانند ۳-۴-۵ یا ۶-۸-۱۰ یا ترکیبی از این دست باشند که اگر بزرگ‌ترین عددش مربع شود برابر مجموع مربع‌های دو عدد دیگر خواهد بود. این گام بلندی به جلو بود که فیثاغورسیان به‌خوبی از آن بهره گرفتند(صفحهٔ ۱۰۱).

جنبهٔ دیگری که فیثاغورسیان فریفته‌اش بودند، میانه‌ها بود. نخست آن‌ها در فکر میانهٔ عددی بودند(یعنی عدد میانی در تصاعد عددی سه جمله‌ای. برای مثال، در تصاعد ۴، ۵، ۶، میانه عدد ۵ و در تصاعد ۴، ۸، ۱۲، میانه ۸ است). بعید نیست که این را فیثاغورس در سفرش به بابل آموخته باشد.(صفحهٔ ۱۰۳)

اخترشناسی فیثاغورسی آشکارا بدهی فراوانی به بابلی‌ها داشت.(صفحهٔ ۱۰۴)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 5 آذر 1389
حسین اردکانی

چوب

  
علوم طبیعت > زیست شناسی > علوم گیاهی
(cached)

چوب (لیگنین)
Lignine


جسم سختی است که سبب ازدیاد مقاومت و سختی غشاء شده، قابلیت ارتجاعی آنرا کم می کند. سختی و شکننده بودن چوب درختان و پوست سخت هسته میوه ها مانند گردو،فندق و غیره به علت وجود ماده چوبی در آنها است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 25 شهریور 1389
حسین اردکانی
علوم طبیعت > فیزیک > الکتریسیته و مغناطیس > الکترومغناطیس
(cached)




دید کلی :

  • آیا تابحال به این فکر کرده اید که جرثقیل ، چگونه قطعات بزرگ آهن را جابجا می کند؟

  • آیا تا کنون ملاحظه کرده اید که یک میخ آهنی بعد از چند بار مالش برروی یک آهنربا ، میخهای آهنی کوچکتر از خود را جذب کند؟

برای پاسخ گفتن به پرسشهای فوق و سوالات دیگر شبیه آنها ، باید اطلاعاتی در مورد آهنربا و خاصیت آهنربایی داشته باشیم. مقاله حاضر تا حدی ما را با این مقوله آشنا می کند.

سنگ مغناطیسی و کهربا ، دو ماده طبیعی هستند که از دیر باز ، مورد توجه مردم بوده اند. سنگ مغناطیسی ، یک ماده معدنی با خصوصیات غیر عادی است که آهن را جذب می کند. اگر یک قطعه کوچک از این سنگ را از نقطه ای آویزان کنیم. آن قدر می چرخد تا سرانجام بطور تقریبی در راستای شمال و جنوب قرار گیرد. نخستین بار در کشورهای غربی ، دریانوردان از این سنگ بعنوان قطبنما استفاده می کردند.

سیر تحولی و رشد :


انسانهای اولیه به سنگهایی برخورد کردند که قابلیت جذب آهن را داشتند. معروف است که ، نخستین بار ، شش قرن قبل از میلاد مسیح ، در شهر باستانی ماگنزیا واقع در آسیای صغیر «ترکیه امروزی) ، یونانیان به این سنگ برخورد کردند. بنابراین بخاطر نام محل پیدایش اولیه ، نام این سنگ را ماگنتیت یا مغناطیس گذاشتند که ترجمه فارسی آن آهنربا می باشد. سنگ مذکور از جنس اکسید طبیعی آهن با فرمول شیمیایی Fe3O4 می باشد.

بعدها ملاحظه گردید که این سنگ در مناطق دیگر کره زمین نیز وجود دارد. پدیده مغناطیس همراه با کشف آهنربای طبیعی مشاهده شده است. با پیشرفت علوم مختلف و افزایش اطلاعات بشر در زمینه مغناطیس ، انواع آهنرباهای طبیعی و مصنوعی ساخته شد. امروزه از آهنربا در قسمتهای مختلف مانند صنعت ، دریانوردی و ... استفاده می گردد.

منشا پیدایش :


کهربا شیرهای است که مدتها پیش از بعضی از درختان مانند کاج که چوب نرم دارند، بیرون تراوید. و در طی قرنها سخت شده و بصورت جسم جامدی نیم شفاف در آمده است. کهربا به رنگهای زرد تا قهوهای وجود دارد. کهربای صیقل داده شده سنگ زینتی زیبایی است و گاهی شامل بقایای حشرههایی است که در زمانهای گذشته در شیره چسبناک گرفتار شده اند.

یونانیان باستان خاصیت شگفت انگیز کهربا تشخیص داده بودند. اگر کهربا را به شدت به پارچهای مالش دهیم اجسامی مانند تکه های کاه یا رانههای گیاه را که نزدیک آن باشد جذب میکند. اما سنگ مغناطیس یک ماده معدنی است که در طبیعت وجود دارد. نخستین توصیف نوشته شده از کاربرد سنگ مغناطیس به عنوان یک قطب نما در دریانوردی در کشورهای غربی ، مربوط به اواخر قرن دوازدهم میلادی است. ولی خواص این سنگ خیلی پیش از آن در چین شناخته شده بود.

انواع آهنربا :

img/daneshnameh_up/7/78/p070.gif


اساس کار تمام آهنرباها یکسان است، اما به دلیل کاربرد در دستگاههای مختلف ، آرایش و صنعت ، آن را به اشکال و اندازه‌های گوناگون می سازند، و لذا انواع آن از لحاظ شکل عبارتند از :

  • تیغهای
  • میلهای
  • نعلیشکل
  • استوانهای
  • حلقهای
  • کروی
  • پلاستیکی
  • سرامیکی و ...

حوزه عمل :


آهنربا به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی روزانه بشر موثر است و به جرات می توان گفت که اگر این خاصیت نبود زندگی بشر امروزی با مشکل مواجه می شد. از جمله وسایلی که در ساختمان آن از خاصیت آهنربایی استفاده شده است، می توان به یخچال ، قطب نما ، کنتور برق ، انواع بلندگوها ، موتورهای الکتریکی (مانند کولر ، پنکه ، لوازم خانگی و ...) ، وسایل اندازه گیری الکتریکی مانند ولت سنج ، آمپر سنج و ... اشاره کرد.

آیا آهنربا بغیر از آهن ، اجسام دیگری را جذب می کند؟


بعد از پیدایش آهنربا ، دانشمندان به این فکر افتادند که آیا آهنربا غیر از آهن ، اجسام دیگری را نیز می تواند جذب کند. پس از بررسیها و مطالعات مختلف ، سرانجام مشخص شد که آهنربا در عنصر دیگر به نامهای نیکل و کبالت را نیز می تواند جذب کند. بر این اساس به سه عنصر آهن ، کبالت ، نیکل و آلیاژهای آنها که توسط آهنربا جذب می گردد، مواد مغناطیسی می گویند. بدیهی است که سایر مواد را که فاقد این خاصیت است، مواد غیر مغناطیسی می گویند.

روشهای مختلف تشخیص قطبهای یک آهنربا :


  • اگر یک آهنربا را از وسط بوسیله تکه نخ بسته و از محلی آویزان کنید، آهنربا در راستای شمال و جنوب مغناطیسی زمین قرار می گیرد.

  • با توجه به اینکه در آهنرباها ، قطبهای همنام همدیگر را دفع و قطبهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند، لذا اگر یک آهنربای دیگر که قطبهای آن معلوم است، در اختیار داشته باشیم، به راحتی می توان قطبهای آهنربای دیگر را تشخیص داد.

  • به کمک یک عقربه مغناطیسی و با استفاده از رانش و ربایش قطبها نیز میتوان این کار را انجام داد.

مباحث مرتبط با عنوان :


برای توضیحات بیشتر کلیک کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 25 شهریور 1389
حسین اردکانی

طوطی پرنده‌ای است اغلب سبزرنگ از راسته طوطی‌سانان (Psittaciformes) که به مناسبت سهولت تقلید آوای آدمی قابل‌ملاحظه‌است. طوطیان عموما در نواحی گرم و رطوبی آفریقا و هند زیست می‌کنند. طوطی معرب توتی و آن پرنده‌ای است سبز که به عرف آن را طوطا نامند و شکرشکن، شکرفشان، شکرمقال، شکرین‌مقال، شیرین‌زبان، شیرین‌سخن، شیرین‌تکلم، شیرین‌گفتار، خوش نوا و خوش حرف از صفات اوست.

۳۵۰گونه از پرندگان که در ۸۵ جنس طبقه بندی می‌شوند را راستهٔ طوطــی‌ها می‌گویند.این پرندگان بیشتر در نواحی گرمسیری استوایی زندگی می‌کنند به طور عمومی در دو خانواده Cacutuidae و psittacidae قرار می‌گیرند. بیشتر جمعیت طوطی‌ها در مناطق حاره‌ای و همچنین در مناطق معتدل نیمکرهٔ جنوبی پراکنده شده‌است.بیشترین تنوع گونه‌ای این راسته را در آمریکای جنوبی و استرالاسیا(منطقه‌ای که شامل استرالیا و نیوزلند و جزیره‌های جنوب غربی اقیانوس آرام می‌شود).از ویژگی‌های مورفولوژیکی طوطی‌ها که مخصوص این راسته می‌باشد می‌توان به نـــوک کـج وقوی،راست قامتی شان،پاهای قوی،پاهای پنجه دار که حالت زیگو داکتیل را دارد،رنگ اکثر طوطی‌ها سبز می‌باشد که این رنگ با رنگهای روشن دیگر ترکیب شده و رنگ طوطی را ایجاد می‌کند گاهی نیز طوطی‌ها دارای چندیدن رنگ هستند.
طوطی‌های کاکــل دار(کوکاتوها) دارای تغییر رنگی از رنگ یـــکدست سفید تا یکدست سیاه را دارند. ویژگی دیگر این خانواده وجود یک کاکل متحرک ازجنس پر هست در بالای سرشان می‌باشد.حالت دیمرفیسم جنسی خیلی کم در این‌ها دیده می‌شود.تنوع اندازه بالایی دارند که طوطی کوچک چرم وزنی به اندازه ۱۰ گرم و طول ۸ سانتیمتر دارد و طوطی یاقوت به عنوان بزرگترین این راسته ۱ متر طول و حدود ۴ کیلوگرم وزن دارد.
تغذیه در طوطی‌ها بیشتر از مواد گیاهی مانند دانه،آجیل،غنچه‌ها و .... می‌باشد. عدهٔ کوچکی از این راسته هستند که حشرات و حیوانات کوچک را می‌خورند.لورینزها و لوریکت‌ها به طور تخصصی از شهد گل‌ها تغذیه می‌کنند .. بیشتر طوطی‌ها در درحفراتی که در درختان ویا صخره‌ها وجود دارد لانه سازی می‌کنند .تخم‌هایی به رنگ سفید میگذارند و جوجه‌های آشیان نشین دارند.طوطی‌ها همراه عده‌ای از کلاغ‌ها به عنوان با هوش ترین پرندگان محسوب می‌شوند.قدرت تقلید صدای انسان‌ها آنها را به عنوان موجودات اهلی در آورده‌است.
شکار طـوطـی هـای وحشی بـه مـنظور فـروش آنهــــا و هـمچنین بـه مـنـظور تــفریـح، تـخریـب زیستگاهشان و آوردن گونه‌های که باآنها رقابت می‌کنند جمعیت ا نها را تقلیل می‌دهد ،به این دلیل طوطیها مورد دست آویزی بیشتری نسبت به گروههای دیگر،توسط انسان قرار گرفته‌اند. حفاظت محیط زیست اخیراً اقداماتی را جهت مراقبت از زیستگاه پرندگان زیبای در حال انقراض انجام داده‌است که این مراقبت باعث حفظ سایر گونه‌ها نیز شده‌است .

Sub family Microglossinae

سیستماتیک و تکامل : -منشأ و تکامل: تنوع موجود در طوطی‌های آمریکای جنوبی و استرالاسیا این فرضیه را ایجاد می‌کند که این موجودات منشأ دارد.فسیل‌های بدست آمده از راسته طوطی‌ها بسیار کم است این باعث شده‌است که گمانه زنی در مورد تکامل این پرنده‌ها با شک و تردید انجام بگیرد هر چند که اکثر این فرضیه به واقعیت نزدیک اند. یک قطعه ۱۵میلی متری که از منقار پایینی یک طوطی در سازند لانس کریک در دهکدهٔ نیوبرا در ویوسیگ پیدا شده‌است به عنوان فسیل پیدا شده از اولین طوطی که در دورهٔ کرتاسه زندگی می‌کرده و چیزی حدود ۷۰ میلیون سال عمر داشته شمرده می‌شد.اما تحقیقات بعدی معلوم کرد که این تکه فسیل پیدا شده بلکه احتمالاً متعلق به دایناسورهای کائگناتید(گروهی از دایناسورها که پرنده مانند نبوده ولی دارای منقاری شبیه به پرندگان بوده‌اند) بوده‌است. چیزی که امروز به عنوان یک فرضیه پذیرفته شده وجود دارد این است که راستهٔ طوطی‌ها وخویشاوندان اجدادیشان در سومین انقراض بزرگ که در کرتاسه حدود ۶۵ میلیون سال پیش انجام گرفته‌است حضور دارند.اگر چنینی باشد طوطی‌ها از یک جد دایناسور که شباهت مورفولوژیکی با طوطی‌ها داشته‌است تکامل نیافته‌اند بلکه فقط تبدیل به پرندگانی درخت نشین شده‌اند. اروپا اولین مکانی است که اولین فسیل طوطی درخت نشین در آن دیده شده‌است. این اولین تکه استخوان پیدا شده استخوانی از بال موپسیتا تانتا است که در دانمارک پیدا شده و سنی در حدود ۵۴ میلیون سال برای آن تخمین زده می‌شود.آب و هوای اروپا در آن زمان حاره‌ای بوده است(مطابق با دوران گرم پالوئین و ائوسین).جدید ترین فسیلی که پیدا شده‌است سنی حدود ۵۰ میلیون سال دارد.چند فسیل تقریباً کامل از پرندگان طوطی مانندی در انگلستان و آلمان پیدا شده‌است و تعدادی فسیل نیز هستند که هنوز دقیقا تشخیص داده نشده‌اند. من الحیث المجموع چیزی که در مورد این فسیل‌ها معلوم است این می‌باشد که این فسیل‌ها خویشاوندان طوطی‌های امروزی نیستند بلکه اجدادی هستند که در نیمکرهٔ شمالی تکامل پیدا کرده‌اند و منقرض شده‌اند.اینها دقیقاً حلقه‌های گمشده مابین طوطی‌های امروزی واجدادی نیستند ولی می‌توان گفت که طوطی‌هایی هستند که همگام با طوطی‌ها و کوکاتوها از خویشاوندان اجدادیشان تکامل پیدا کرده‌اند.


رده بندی فسیل‌های یافته شده به شرح زیر است:

Psittacopes (اولین گروه؟؟؟ ) Serudaptus Pseudastvridae (احتمالاً جد اصلیشان این گروه‌است )

    Pseudasturides

Querypsittidae

   Querypsittidae

جدید ترین فسیلی که از طوطی‌های امروزی پیدا شده‌است سنی در حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون سال دارد که این فسیل نیز در اروپا پیدا شده‌است . متعاقب آن نیز فسیلی که حاوی استخوان‌هایی که می‌توان به دقت تشخیص داد که این استخوان‌ها مربوط به طوطی‌های امروزی هستند پیدا شد.فسیل‌های پیدا شده از نیمکرهٔ جنوبی دوره‌های نیمکرهٔ شمالی را نشان نمی‌دهد و هیچ نمونه‌ای از اجداد طوطی مانند که بیش از ۲۰ میلیون سال عمر داشته باشند پیدا نشده‌است.عدهٔ قلیلی از طوطی‌های امروزی هست که عمر آنها از میوسین تخمین زده می‌شود ولی عمری که برای همهٔ طوطی‌های امروزی پذیرفته شده‌است چیزی بیشتر از ۵ میلیون سال نیست جنس‌هایی که از فسیل‌های طوطی‌ها بدست آمده‌است تقریباً همگی در خانوادهٔ Psittacidae و خویشاوندان نزدیک آنها قرار می‌گیرند. Archaeopsittacus Xenositta Bavaripsitta بعضی از فسیل‌های پالئوژن که پیدا شده‌است ارتباط مهمی را با راستهٔ طوطی‌ها نشان می‌دهند ولی نمی‌توان گفت که دقیقاً جزء این راسته‌اند: Paleopsittacus Preeursor Pulchra pollia -سیستماتیک: طبقه بندی که در زیر مشاهده مینمائید مدلی از طبقه بندی است که در آن برای خانواده‌ها زیر خانواده‌هایی تعیین شده‌است .بررسی‌های مولکولی این قضیه را اثبات می‌کند که دارای چندین زیر خانواده‌اند و امکان دارد روزی ایت زیر خانواده‌ها به خانواده ارتقا یابند.ولی طبقه بندی طایفه‌ها چندان دقیق نمی‌باشد. Kingdome Animalia (فرمانرو حیوانات)

   Phylum Vertebrata(شاخه مهره داران)
       Infra class Neognatha(دون رده آرواره جدیدان)
          order Psittaciformes(راسته طوطی‌ها)
             Family Psittacidae(خانواده طوطی‌ها)
                Sub family lorinae(زیر خانواده لورین‌ها ولوریکت‌ها)
                Sub family psittacinae(زیر خانواده طوطی‌ها)
                     Tribe Arini(طایفه طوطی‌های آمریکایی)
                     Tribe Cyclopsitticini(طوطی‌های درخت انیر)
                     Tribe Micropsitticini(طوطی‌های کوتوله)
                     Tribe Nestonini(کاکاها وکی‌ها)
                     Tribe Platyceracini(طوطی‌های دم پهن)
                     Tribe Psittrichadini(طوطی‌های پیسکوئیت)
                     Tribe psittacini                              (طوطی‌های آفریقایی) 
                 Tribe Psittaculini  (طوطی‌های آسیایی)	
                     Tribe Strigopini(طوطی‌های نیوزلند)


      Family Cacutuidae (طوطی‌های کاکل دار)
          Sub family Nymphicinae
         Sub family Cacatuinae
         Sub family Calyptorhynchinae
         




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 شهریور 1389
حسین اردکانی

نگاه اجمالی

حشرات اجتماعی شامل گونه‌های بی‌شماری از زنبورهای عسل ، زنبورهای معمولی و تمام گونه‌های مورچه‌ها و موریانه‌ها می‌شود. حشرات اجتماعی در گروههای فامیلی زندگی می‌کنند و یا به صورت قبیله‌ای زندگی کرده و لانه‌های بسیار بزرگ می‌سازند. در هر قبیله فقط یک حشره ، یعنی ملکه ، تولید مثل می‌کند. بیشتر حشرات دیگر کارگر هستند که به جمع‌آوری غذا و حفاظت از لانه و نوزادان مشغول هستند.

مورچه (formica) حشره‌ای است از راسته نازک بالان که تیره خاصی را به نام تیره مورچگان در این راسته بوجود می‌آورد. مورچه جانوری است اجتماعی و آن دارای گونه‌های بسیاری می‌باشد و مخصوصا برخی گونه‌های نواحی حاره مورچه‌های خطرناک و گوشتخوار هستند. در حدود 8000 گونه مختلف از مورچه‌ها شناخته شده است، مورچه‌ها حشراتی هستند که از نظر هوش و غریزه طبیعی کامل می‌باشند. این حشره در مقایسه با حشرات دیگر ، لانه ساده‌تری دارد، بیشتر آنها در زیر زمین تونلهایی حفر می‌کنند، یا با استفاده از مواد خاکریز درست می‌کنند.



img/daneshnameh_up/5/58/Moorche1.jpg
img/daneshnameh_up/3/32/Moorche_lane.jpg




نمل به معنی مورچه در قرآن

آیات 16 و 18 و 19 سوره نمل به مورچه اشاره فرموده است. از آیات این سوره به خوبی استفاده می‌شود که داستان حکومت حضرت سلیمان جنبه عادی نداشت، بلکه توام با خارق عادات و معجزات مختلفی بود. در حقیقت خداوند قدرت خود را در ظاهر ساختن این حکومت عظیم و قوایی که مسخر آن بود، نشان داد. خداوند در آیه 16 این سوره می‌فرماید :

« لشگریان سلیمان از جن و انس و پرندگان نزد او جمع شدند. آنقدر زیاد بودند که باید توقف می‌کردند تا به هم ملحق شوند. »

سپس در آیه 18 می‌فرماید :

« به هر حال سلیمان با این لشکر عظیم حرکت کرد تا به سرزمین مورچگان رسیدند. در این حال مورچه‌ای از مورچگان همنوعان خود را مخاطب ساخت و گفت : ای مورچگان! داخل لانه‌های خود شوید تا سلیمان و لشگریانش شما را پایمال نکنند، در حالی که نمی‌فهمند. »

در آیه 19 : « سلیمان از شنیدن سخن این مورچه تبسم کرد و خندید. »

در اینجا سلیمان رو به درگاه خدا کرد و چند تقاضا نمود :

« پروردگارا! راه و رسم شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشتی به من الهام فرما. دیگر اینکه مرا موفق بدار تا عمل صالحی به جای آورم که تو از آن خشنود می‌شوی و بالاخره مرا به رحمتت در زمره بندگان صالحت داخل گردان. »

یعنی هدف نهایی بدست آوردن قدرت انجام عمل صالح است و عمل صالح نیز مقدمه‌ای است برای جلب خشنودی و رضای خدا که هدف نهایی است.

تنوع مورچه‌ها در هر دسته

همه مورچه‌ها دارای زندگی اجتماعی هستند، یعنی مورچه‌ها در دسته‌های جدا از هم زندگی می‌کنند. در هر دسته سه نوع مورچه وجود دارد: ملکه که وظیفه آن تخم گذاری و به دنیا آوردن نوزادان است. عده‌ای مورچه‌های کارگر هستند که فاقد بال می‌باشند و کار آنها جمع‌آوری دانه‌ها و مواد غذایی و حفر لانه و نگهداری تخمها و نوزادان می‌باشد. تعداد کمی از افراد یک لانه ، مورچه‌های نر ماده هستند که دارای چهار بال نازک می‌باشند. اندازه گروههای مورچه‌ها بسیار متنوع است. برخی از این گروهها یا دسته‌ها فقط شامل چند دوجین مورچه هستند، در حالی که در دسته‌های دیگر صدها هزار مورچه فعال زندگی می‌کنند.

ساختمان مورفولوژیکی مورچه

مورچه‌ها گر چه از نظر اندازه ظاهری با یکدیگر فرقهای زیادی دارند، ولی از جهت شکل ظاهری کم و بیش شبیه یکدیگر هستند. بر روی سر مورچه یک جفت شاخک یا آنتن وجود دارد. این شاخکها مدام حرکت می‌کنند، زیرا اینها شاخکهای معمولی نیستند، بلکه اندامهای بویایی جانور به شمار می‌روند. بنابراین مورچه در عین حال که فاقد بینی است، ولی حس بویایی دارد. شاخکها همچنین به مورچه کمک می‌کنند تا مورچه‌های دیگر را بشناسند و با آنها ارتباط برقرار کنند.

سر مورچه شامل مغز ، یک جفت چشم مرکب و آرواره‌های قوی و دهان است. علاوه بر چشم مرکب ، بیشتر مورچه‌ها دارای اندام بینایی دیگری به نام چشم ساده هستند. بین شکم و تنه این حشرات پایه‌ای وجود دارد که بوسیله آن شکم می‌تواند حرکات زیادی در جهات مختلف انجام دهد. مورچه‌های کارگر دارای سر کوچکی هستند، در صورتی که نر ماده‌ها دارای سری بزرگ می‌باشند. آرواره‌های این حشره نسبتا قوی است و پاهایش به چنگال ختم می‌شوند.

بالهای جنس ماده حشره مذکور پس از جفت گیری می‌افتند. عمر مورچه‌های کارگر 8 تا 10 ماه ، مورچه ملکه یک سال و مورچه‌های نر ماده فقط دو هفته است، یعنی پس از جفتگیری با ماده می‌میرند.

غذای مورچه‌ها

هزاران نوع مورچه در جهان زندگی می‌کنند که هر نوعی زندگی و غذای مخصوص به خود را دارند.


  • مورچه خرمن چین : مورچه‌ای است که از گیاهان اطراف خود دانه می‌چیند و به لانه خود می‌برد و از آنها استفاده می‌کند.

  • مورچه شیر دوش یا گله‌دار : این مورچه‌ها به شکار شته‌ها می‌روند، آنها را گله گله در لانه جای می‌دهند و با نواختن ضربه‌های محکمی بر پهلویشان ، مایع شیرین مزه‌ای از اندامشان برای خود می‌دوشند.

  • مورچه‌های باغبان : دسته دیگر از مورچه‌ها باغبانی می‌کنند، یعنی قارچهای بسیار ریزی را می‌پرورند و خوراکشان را فقط از آنها تهیه می‌کنند. برای کشت قارچها نیاز به باغچه‌ای هم دارند که برای این کار خمیری فراهم می‌کنند و قارچهای مورد نظر خود را بر روی آن می‌کارند.

  • مورچه‌های آسیابان : این نوع مورچه‌ها با کله بزرگ و فکهای نیرومندشان دانه‌ها را آسیاب می‌کنند.

انواع مورچه‌ها

  • مورچه‌های تپه ساز ، همچون مورچه‌های چوب‌زی در انگلستان فراوان هستند. این مورچه‌ها چنان بلند خانه سازی می‌کنند که گاهی ارتفاع ساختمان‌هایشان به یک متر و پهنای آن به 30 سانتی متر می‌رسد.

  • برخی از مورچه‌ها ، برده‌دار هستند، یعنی دسته دسته همچون گروههایی که عازم ماموریت نظامی هستند، به سراغ مورچه‌های کوچکتر می‌روند. تخمها ، کرمها و شفیره‌های آنها را غارت می‌کنند و از آنها نگهداری می‌کنند تا بالغ شوند و در این هنگام آنها را به بیگاری وامی‌دارند.

  • در آفریقای مرکزی ، آمریکای جنوبی و نیز آسیای جنوبی ، پاره‌ای از انواع مورچه‌ها ، گوشتخوار هستند. گاهی آنها را مورچه‌های قزاق گویند. چون بسیار بی‌رحم هستند و در ستونهای طولانی مانند نظامیان جنگجو در جستجوی جانداری به راه می‌افتند تا از گوشت بدن او تغذیه کنند.

زندگی اجتماعی مورچه‌ها

در حدود 8000 گونه مختلف مورچه وجود دارد و همه آنها در گروههای فامیلی زندگی می کنند این حشره درمقایسه با حشرات دیگر لانه ساده‌تری می‌سازد بیشتر آنها در زیر زمین تونلهایی حفر می‌کنند یا با استفاده از موادی خاکریز (پرچین) درست می‌کنند در طول تابستان مورچه‌های بالدار از لانه بیرون آمده و بطور دسته جمعی حرکت می‌کنند آنها جفت گیری می‌کنند و برای تشکیل اجتماع جدیدی پرواز کرده و می‌روند.

مورچه‌های صحرا نشین اجتماعی در طول شب یک توده مخروطی موقت درست می‌کنند آنها برای این کار از بدنشان استفاده می‌کنند مورچه‌ها به همدیگر می‌چسبند و از یک شاخه درخت آویزان می‌شوند آنها بوسیله پنجه‌هایشان به یکدیگر می‌چسبند و این مخروط را می‌سازند. یک لانه مورچه از چندین اطاقچه که بوسیله تونلهایی به هم مرتبط می‌شوند، تشکیل شده است.

چرخه زندگی مورچه

چرخه حیات مورچه بسیار جالب است. ماده‌های یک کلنی یعنی ملکه تا ارتفاع زیادی در آسمان به پرواز در می‌آیند و نرها نیز به دنبالشان می‌روند. پس از این پرواز جفت گیری ، نرها فورا می‌میرند و ملکه پایین می‌رود و به تنهایی آغازگر یک گروه یا دسته جدید می‌شود. او آشیانه‌ای حفر می‌کند و تخم می‌گذارد. پس از آن که کرمهایی که فاقد پا هستند، از تخم بیرون می‌آیند، ملکه مادر به آنها کمک می‌کند تا پیله‌ای به دور خود بتنند. هنگامی که مورچه جوان به اندازه کافی رشد کرد، ملکه یک سر پیله را سوراخ می‌کند و مورچه را از داخل محفظه خود خارج می‌سازد. این کارگران تازه نفس ، تقریبا به فوریت زندگی پر کار و فعال خود را آغاز می‌کنند که وقف ملکه و بقیه اعضای گروه است.

مباحث مرتبط با عنوان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 شهریور 1389
حسین اردکانی
       نظرات
چهارشنبه 24 شهریور 1389
حسین اردکانی

مقدمه

یک موتور الکتریکی ، الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد ، مشابه یکدیگر هستند. اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار می‌کنند، اما موتورهایی که بر اساس پدیده‌های دیگری نظیر نیروی الکتروستاتیک و اثر پیزوالکتریک کار می‌کنند، هم وجود دارند.

ایده کلی این است که وقتی که یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد، نیرویی بر روی آن ماده از سوی میدان اعمال می‌شود. در یک موتور استوانه‌ای ، روتور به علت گشتاوری که ناشی از نیرویی است که به فاصله‌ای معین از محور روتور به روتور اعمال می‌شود، می‌گردد.



img/daneshnameh_up/4/44/electromotor.jpg




اغلب موتورهای الکتریکی دوارند، اما موتور خطی هم وجود دارند. در یک موتور دوار بخش متحرک (که معمولاً درون موتور است) روتور و بخش ثابت استاتور خوانده می‌شود. موتور شامل آهنرباهای الکتریکی است که روی یک قاب سیم پیچی شده است. گر چه این قاب اغلب آرمیچر خوانده می‌شود، اما این واژه عموماً به غلط بکار برده می‌شود. در واقع آرمیچر آن بخش از موتور است که به آن ولتاژ ورودی اعمال می‌شود یا آن بخش از ژنراتور است که در آن ولتاژ خروجی ایجاد می‌شود. با توجه به طراحی ماشین ، هر کدام از بخشهای روتور یا استاتور می‌توانند به عنوان آرمیچر باشند. برای ساختن موتورهایی بسیار ساده کیتهایی را در مدارس استفاده می‌کنند.

انواع موتورهای الکتریکی

موتورهای DC

یکی از اولین موتورهای دوار ، اگر نگوییم اولین ، توسط مایکل فارادی در سال 1821م ساخته شده بود و شامل یک سیم آویخته شده آزاد که در یک ظرف جیوه غوطه‌ور بود، می‌شد. یک آهنربای دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتی که جریانی از سیم عبور می‌کرد، سیم حول آهنربا به گردش در می‌آمد و نشان می‌داد که جریان منجر به افزایش یک میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم می‌شود. این موتور اغلب در کلاسهای فیزیک مدارس نشان داده می‌شود، اما گاهاً بجای ماده سمی جیوه ، از آب نمک استفاده می‌شود.

موتور کلاسیک DC دارای آرمیچری از آهنربای الکتریکی است. یک سوییچ گردشی به نام کموتاتور جهت جریان الکتریکی را در هر سیکل دو بار برعکس می کند تا در آرمیچر جریان یابد و آهنرباهای الکتریکی، آهنربای دائمی را در بیرون موتور جذب و دفع کنند. سرعت موتور DC به مجموعه ای از ولتاژ و جریان عبوری از سیم پیچهای موتور و بار موتور یا گشتاور ترمزی ، بستگی دارد.

سرعت موتور DC وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغیر یا عبور جریان و با استفاده از تپها (نوعی کلید تغییر دهنده وضعیت سیم پیچ) در سیم پیچی موتور یا با داشتن یک منبع ولتاژ متغیر ، کنترل می‌شود. بدلیل اینکه این نوع از موتور می‌تواند در سرعتهای پایین گشتاوری زیاد ایجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهای ترکشن (کششی) نظیر لکوموتیوها استفاده می‌کنند.
اما به هرحال در طراحی کلاسیک محدودیتهای متعددی وجود دارد که بسیاری از این محدودیتها ناشی از نیاز به جاروبکهایی برای اتصال به کموتاتور است. سایش جاروبکها و کموتاتور ، ایجاد اصطکاک می‌کند و هر چه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبکها می‌بایست محکمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبی را برقرار کنند. نه تنها این اصطکاک منجر به سر و صدای موتور می‌شود بلکه این امر یک محدودیت بالاتری را روی سرعت ایجاد می‌کند و به این معنی است که جاروبکها نهایتاً از بین رفته نیاز به تعویض پیدا می‌کنند. اتصال ناقص الکتریکی نیز تولید نویز الکتریکی در مدار متصل می‌کند. این مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بیرون آن از بین می‌روند، با قرار دادن آهنرباهای دائم در داخل و سیم پیچها در بیرون به یک طراحی بدون جاروبک می‌رسیم.

موتورهای میدان سیم پیچی شده

آهنرباهای دائم در (استاتور) بیرونی یک موتور DC را می‌توان با آهنرباهای الکتریکی تعویض کرد. با تغییر جریان میدان (سیم پیچی روی آهنربای الکتریکی) می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. اگر سیم پیچی میدان به صورت سری با سیم پیچی آرمیچر قرار داده شود، یک موتور گشتاور بالای کم سرعت و اگر به صورت موازی قرار داده شود، یک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهیم داشت. می‌توانیم برای بدست آوردن حتی سرعت بیشتر اما با گشتاور به همان میزان کمتر ، جریان میدان را کمتر هم کنیم. این تکنیک برای ترکشن الکتریکی و بسیاری از کاربردهای مشابه آن ایده‌آل است و کاربرد این تکنیک می‌تواند منجر به حذف تجهیزات یک جعبه دنده متغیر مکانیکی شود.

موتورهای یونیورسال

یکی از انواع موتورهای DC میدان سیم پیچی شده موتور ینیورسال است. اسم این موتورها از این واقعیت گرفته شده است که این موتورها را می‌توان هم با جریان DC و هم AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً این موتورها با تغذیه AC کار می‌کنند. اصول کار این موتورها بر این اساس است که وقتی یک موتور DC میدان سیم پیچی شده به جریان متناوب وصل می‌شود، جریان هم در سیم پیچی میدان و هم در سیم پیچی آرمیچر (و در میدانهای مغناطیسی منتجه) همزمان تغییر می‌کند و بنابراین نیروی مکانیکی ایجاد شده همواره بدون تغییر خواهد بود. در عمل موتور بایستی به صورت خاصی طراحی شود تا با جریان AC سازگاری داشته باشد (امپدانس/راکتانس بایستی مدنظر قرار گیرند) و موتور نهایی عموماً دارای کارایی کمتری نسبت به یک موتور معادل DC خالص خواهد بود.

مزیت این موتورها این است که می‌توان تغذیه AC را روی موتورهایی که دارای مشخصه‌های نوعی موتورهای DC هستند بکار برد، خصوصاً اینکه این موتورها دارای گشتاور راه اندازی بسیار بالا و طراحی بسیار جمع و جور در سرعتهای بالا هستند. جنبه منفی این موتورها تعمیر و نگهداری و مشکل قابلیت اطمینان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ایجاد می‌شود و در نتیجه این موتورها به ندرت در صنایع مشاهده می‌شوند، اما عمومی‌ترین موتورهای AC در دستگاههایی نظیر مخلوط کن و ابزارهای برقی که گاهاً استفاده می‌شوند، هستند.

موتورهای AC

  • موتورهای AC تک فاز:
معمولترین موتور تک فاز موتور سنکرون قطب چاکدار است، که اغلب در دستگاه هایی بکار می رود که گشتاور پایین نیاز دارند، نظیر پنکه‌های برقی ، اجاقهای ماکروویو و دیگر لوازم خانگی کوچک. نوع دیگر موتور AC تک فاز موتور القایی است، که اغلب در لوازم بزرگ نظیر ماشین لباسشویی و خشک کن لباس بکار می‌رود. عموماً این موتورها می‌توانند گشتاور راه اندازی بزرگتری را با استفاده از یک سیم پیچ راه انداز به همراه یک خازن راه انداز و یک کلید گریز از مرکز ، ایجاد کنند.

هنگام راه اندازی ، خازن و سیم پیچ راه اندازی از طریق یک دسته از کنتاکتهای تحت فشار فنر روی کلید گریز از مرکز دوار ، به منبع برق متصل می‌شوند. خازن به افزایش گشتاور راه اندازی موتور کمک می‌کند. هنگامی که موتور به سرعت نامی رسید، کلید گریز از مرکز فعال شده ، دسته کنتاکتها فعال می‌شود، خازن و سیم پیچ راه انداز سری شده را از منبع برق جدا می‌سازد، در این هنگام موتور تنها با سیم پیچ اصلی عمل می‌کند.


  • موتورهای AC سه فاز:
برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. این موتورها از اختلاف فاز موجود بین فازهای تغذیه چند فاز الکتریکی برای ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی دوار درونشان ، استفاده می‌کنند. اغلب ، روتور شامل تعدادی هادیهای مسی است که در فولاد قرار داده شده‌اند. از طریق القای الکترومغناطیسی میدان مغناطیسی دوار در این هادیها القای جریان می‌کند، که در نتیجه منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی متعادل کننده شده و موجب می‌شود که موتور در جهت گردش میدان به حرکت در آید.

این نوع از موتور با نام موتور القایی معروف است. برای اینکه این موتور به حرکت درآید بایستی همواره موتور با سرعتی کمتر از فرکانس منبع تغذیه اعمالی به موتور ، بچرخد، چرا که در غیر این صورت میدان متعادل کننده‌های در روتور ایجاد نخواهد شد. استفاده از این نوع موتور در کاربردهای ترکشن نظیر لوکوموتیوها ، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزایش است. به سیم پیچهای روتور جریان میدان جدایی اعمال می‌شود تا یک میدان مغناطیسی پیوسته ایجاد شود، که در موتور سنکرون وجود دارد، موتور به صورت همزمان با میدان مغناطیسی دوار ناشی از برق AC سه فاز ، به گردش در می‌آید. موتورهای سنکرون را می‌توانیم به عنوان مولد جریان هم بکار برد.

سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذیه بستگی دارد و مقدار لغزش ، یا اختلاف در سرعت چرخش بین روتور و میدان استاتور ، گشتاور تولیدی موتور را تعیین می‌کند. تغییر سرعت در این نوع از موتورها را می‌توان با داشتن دسته سیم پیچها یا قطبهایی در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت میدان دوار مغناطیسی تغییر می‌کند، ممکن ساخت. به هر حال با پیشرفت الکترونیک قدرت می توانیم با تغییر دادن فرکانس منبع تغذیه ، کنترل یکنواخت تری بر روی سرعت موتورها داشته باشیم.

موتورهای پله‌ای

نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی ، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهای خارجی که به صورت الکترونیکی روشن و خاموش می‌شوند، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالتهای موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتا کنترل شده ، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با کامپیوتر یکی از فرمهای سیستمهای تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند.

موتورهای خطی

یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار در آمده تا بجای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش ، بوجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند. می‌توانید یک موتور خطی را در یک قطار سریع السیر ماگلیو مشاهده کنید که در آن قطار روی زمین پرواز می‌کند.

مباحث مرتبط با عنوان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 شهریور 1389
حسین اردکانی

برای دانلود بازی اینجا را کلیک کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 شهریور 1389
حسین اردکانی
خواص درمانی سنگها صدها سال قبل اهل فن از فوائد سنگها و جواهرات استفاده می كردند و دریافته بودند كه این سنگها دارای خواص مغناطیسی و درمانی می باشند و حال در عصر حاضر با تكنولوژی پیشرفته ای كه بشر حاصل نموده از نور و اشعه در علم و صنعت و طب استفاده می شود.
جواهرات دارای ۱- خواص مغناطیسی ۲- خواص طبی ۳- خواص سحری می باشند و ما باید این خواص را دقیقاً شناخته و در رابطه با طبع مزاج و عنصر خود و هم چنین برج و ستاره خود جواهر را انتخاب كرده و از آن استفاده كنیم.
بعضی از جواهرات با طبع و مزاج ما سازگار بوده و برای ما نیك می باشند، بعضی هم با طبع و مزاج ما مخالف بوده و به این ترتیب ناموافق با ما هستند.
علما بر این عقیده اند كه رنگ، فلز، سنگ و كلا تمامی اشیائی كه ما از آنها استفاده می كنیم و در زندگی و رفتار و كردار ما تأثیر گذار بوده و اثر خاص خود را دارد.
خوبی و بدی سنگها زمانی برای ما معلوم می شود كه از آنها استفاده كرده و آن را تجربه كنیم. لذا ضرورت دارد كه در مورد سنگها شناخت پیدا كرده و ماهیت و خواص آنها را دریابیم و از سنگهایی كه موافق با طبع و مزاج و عنصرما و موافق با برج و ستاره ماست استفاده كرد و از سنگهایی كه با ما موافق نیستند استفاده نكنیم.


◄خواص طبی الماس

حكمای یونانی چنین می گویند كه مزاج الماس گرم و خشك بوده و درجه كم آن مزاج سرد و خشك دارد. استفاده تعلیق از آن یعنی به صورت گردنبند تقویت كننده قلب است، در كتاب مخزن الادویه نوشته شده اگر الماس را بر شكم ببندید، ناراحتی و مشكلات دستگاه گوارش را دور كرده و هضم را آسان می كند، هم چنین معده را تقویت می نماید، اگر بیماران فلج لقوه، رعشه، جذر، صرع و كسانی كه بیماریهای پوستی دارند، اگر در چشمه معدن الماس غسل كرده حمام كنند بیماری آنها درمان می گردد.
اگر به شكل مثلث ازالماس استفاده گردد بیماری صرع را درمان می نماید.
از پودر آن اگر دندانها را مسواك كنند، دندانها سفید و براق شده و بسیار محكم و سخت خواهد شد، اما هركز اینكار را نكنید چون الماس زهر خطرناكی است و اگر داخل معده گردد آدمی را هلاك می نماید.
احیاناً اگر با چنین مسئله ای روبرو شدید علاج آن استفاده از شیر تازه گاو می باشد تا اینكه بهبودی كامل شود، سپس از ماهی استفاده گردد.
كشته الماس یبوستهای بسیار سخت را درمان می نماید برای قوت باه و زیادی عمر و تندرستی بسیار مفید است.

◄خواص طبی یاقوت

حكمای عرب و پارس می گویند كه هر كس كه یاقوت به همراه داشته باشد، ناراحتی های معده از او دور شده و به مغز طاقت و قدرت می دهد، اگر از كشته آن استفاده گردد غش، صرع، جنون، طاعون و خونریزی قاعدگی شدید درمان می گردد. گردش خون را تنظیم كرده و سموم را از بدن دفعه می نماید.
در مقابل نیش گزندگان پادزهر بوده و خونریزی شدید قاعدگی را درمان می نماید، خون را صاف كرده و نبض را كنترل كرده عادی می سازد و به روح آدمی طاقت می دهد.
اگر نزدیك چشم نگاه داشته یا از سرمه آن استفاده كنید، تمام امراض و شكایات چشم را دور می سازد، اگر نزدیك دهان باشد بوی بد دهان را از بین می برد، به دل استقلال داده و خوف و ترس را از بین می برد.

◄خواص طبی نیلم (یاقوت كبود)

حكما استفاده از نیلم را مفرح دل و دماغ دانسته و معتقدند كه قدرت و دولت به آدمی داده و باعث می شود كه آدمی در همه چیز ترقی نماید.
یك گرم از گشته نیلم و اگر در آب حل كرده بنوشند، صرع خفقان و طاعون را درمان می نماید. پادزهر بوده و خون را صاف می كند، سرمه آن مقوی بصر می باشد.
نیلم را بر روی سینه بیمار قرار دهید تب او را قطع می نماید، بر روی پیشانی اگر قرار گیرد فشار خون را كنترل می نماید.
بر روی چشم اگر قرار دهید چشم را پاك كرده و اگر حشره و كرم در آن باشد، بیرون خواهد آمد. ورم و لك چشم را از بین می برد. جوش و حساسیتهای پوستی را از بین برده و درمان می نماید.
كسانی كه چشمان ضعیفی دارند اگر به نیلم نگاه كنند ضعف چشمان آنها برطرف خواهد شد.

◄خواص طبی زمرد

حكمای ایرانی و یونانی خواص طبی زمرد را به این ترتیب می دانند. هر كسی زمرد را به همراه داشته و یا آن را به شكل دارو استفاده نماید، ناراحتی و درد معده او را درمان می نماید، حركت نبض را تیز و عادی می سازد، روح را تقویتی نماید.
برای گاز معده و استفراغ مفید بوده، زمرد از نظر برودت و یبوست در درجه دوم می باشد. اگر كسی در اثر خوردن زهر مسموم شده باشد و یا اینكه جانوری سمی او را نیش زده باشد، استفاده از كشته زمرد بقدر ۸ دانه گندم او را درمان نموده و پادزهر می باشد.

◄خواص طبی مروارید

مروارید مفرح و باعث لطافت قلب و روح بوده و به تمامی بدن سرایت می كند. امراض و بیماریهای معده، قلب، جگر، جنون، بواسیر و یرقان را شفا می بخشد.
برای بیماریهای كلیه، مفید بوده و آن را درمان می كند، كلیه سنگهای بدن را بوسیله ادرار دفع می كند.
برای بواسیر، بواسیر خونی و حیض نافع بوده و آنها را درمان می نماید. برای حامله مفید می باشد. كشته مروارید برای استفراغ، بوی بد دهان، سردرد، ورم و بیماریهای چشم دارویی نمونه می باشد.
برای جوش، كورك و حساسیتهای پوستی بسیار مفید بوده و اگر از كشته آن به بچه ۴۰ روز داده شود، تمامی عمر در برابر جوش و بیماریهای پوستی بیمه خواهد شد.
كشته مروارید معجون بوده و تقویت كننده بدن می باشد. اگر زن باردار ۲ دانه مروارید و یك دانه مرجان را به شكل تعویز به همراه داشته باشد هیچ آسیبی به او و بچه وارد نشده و بچه او به سلامت پای به دنیا خواهد گذاشت.
اما برای كسی كه بیماری مثانه داشته باشد استفاده از كشته مروارید مضر می باشد.
کلمات کلیدی مطلب : سنگ درمانی - سنگ -




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 شهریور 1389
حسین اردکانی